فقر؛
تهدید امنیت بینالمللی در قرن۲۱ (۲)
بیرون رفت از تهدید
1- تجارت:
یک نظام تجاری جهانی باز، عادلانه و قانونمند به همراه تفکر لیبرالیزم تجاری میتواند به ریشهکنی فقر کمک قابل ملاحظهای کند. رهبران جهان در کنفرانسهای مونتری و ژوهانسبورگ به این حقیقت رسیدند که با ادامه نابرابری در نظام تجاری بینالمللی پایههای ریشهکنی فقر سست خواهند شد. هر چند تجارت، نیاز به سرمایهگذاریهای در مقیاس بزرگ توسعه مورد حمایت کمک توسعه رسمی را از بین نمیبرد اما یک نظام تجاری با ویژگیهای فوق میتواند محرک نیرومند رشد اقتصادی و کاهش فقر باشد به ویژه هنگامی که با کمک کافی ترکیب شود. براین اساس توسعه و کاهش فقر به درستی در قلب مذاکرات تجاری چند جانبه دور دوحه سازمان تجارت جهانی قرار میگیرد. در حال حاضر غالباً شرایط مناسب برای رقابت در تجارت جهانی از کشورهای در حال توسعه دریغ میشود چون کشورهای ثروتمند از تعرفهها، سهمیههای گوناگونی برای محدود کردن دسترسی به بازارهای خود استفاده میکنند و از تولیدکنندگان خود حمایت به عمل میآورند. این ناهنجاری باید اصلاح شود و این اصلاح در چارچوب سازمان تجارت جهانی امکانپذیر است. باید یک جدول زمانی برای کشورهای توسعهیافته و ثروتمند تعیین شود تا موانع دسترسی به بازارهای خودشان را برطرف کرده و شروع به از بین بردن تدریجی یارانههای داخلی منحرف کنندهی تجارت به ویژه در کشاورزی نمایند. همچنین براساس برنامه اقدام بروکسل باید دسترسی تولیدات کشورهای کمتر توسعهیافته به بازارهای کشورهای توسعه یافته فراهم شود.
به طور کلی باید بیان داشت که اصولاً گسترش تجارت به خودی خود باعث کاهش فقر نمیشود. مهم این است که تجارت به رشد اقتصادی منجر شود و برای این باید ویژگیهایی داشته باشد که در ابتدای این بحث مورد اشاره قرار گرفت. اما در اینجا باید به دو نکته دیگر نیز توجه داشت: اول اینکه بسیاری از کشورهای در حال توسعه و فقیر دارای محصولات رقابتی نیستند. محصولات یا کالاهای تولیدی آنها مانند مواد معدنی و محصولات غذایی فرآوری نشده، ابتدایی هستند که در معرض نوسانات شدید قیمت قرار دارد. دوم اینکه حتی کشورهای در حال توسعهای که دارای انواع محصولات رقابتی هستند با موانع تجاری مواجهاند. این موانع عبارتنداز تعرفهها، معیارهای سخت مربوط به بهداشت و محیط زیست و یارانههای پرداختی کشورهای ثروتمند به تولیدکنندگان محلی خود. بنابراین هر گونه استراتژی تجاری در جهت کاهش فقر باید این نکات را مورد لحاظ قرار دهد.
همچنین هرگونه برنامهی ملی با هدف کاهش فقر و ایجاد رقابت تجاری لازم است بر سرمایهگذاریها در تولید کشاورزی، زیربناهای مربوط به تجارت و صنایع صادراتی رقابتی به ویژه برای کشورهای کمتر توسعهیافته، کشورهای در حال توسعه فاقد دسترسی به دریا و کشورهای در حال توسعه کوچک جزیرهای، تأکید کند.
2- نقش سازمان ملل متحد
یکی از تصورات نادرست این است که سازمان ملل متحد به طور عمده درگیر مسائل حفظ صلح است. اما باید توجه داشت که فعالیتهای زیادی در زمینهی توسعه و کمک بشردوستانه توسط این سازمان صورت میگیرد. سابقهی فعالیت سازمان ملل در زمینهی پیشبرد توسعه بینظیر است. این سازمان با اجرای برنامههایی در 135 کشور همه ساله بیش از 25 میلیارد دالر کمک را به صورت 5 میلیارد دالر پرداخت بلاعوض و 20 میلیارد دالر وام تأمین میکند. سازمان ملل در زمینهی پیشبرد توسعه و کاهش فقر ویژگیهای منحصر به فردی دارد: جهانشمولی سازمان ملل متحد،بیطرفی آن، حضور جهانی آن با داشتن شبکه ی دفاتر در کشورها، اختیارات فراگیر آن و تعهد آن در برابر مردم ملل متحد.
سازمان ملل متحد جدای از کمکهایی که در کنار دیگر نهادهای بینالمللی و کشورهای توسعهیافته در زمینهی توسعه و کاهش فقر ارائه میدهد به گونهای دیگر نیز میتواند در کاهش فقر مؤثر باشد.
شورای اقتصادی و اجتماعی به عنوان رکن اصلی ملل متحد وظیفه هماهنگی، رسیدگی به سیاستها و گفتگو درباره سیاستهای اقتصادی را دارا میباشد. همانگونه که در مباحث اولیه این پژوهش اشاره کردیم امروزه تهدیدهای بینالمللی جنبههای اقتصادی و اجتماعی یافتهاند و یکی از تهدیدهایی که ما در اینجا بررسی میکنیم فقر است. فقر دارای جنبههای اقتصادی و اجتماعی است. شورای اقتصادی و اجتماعی در مورد این تهدیدها میتواند رهبری تحلیلی و هنجاری داشته باشد. هیئت عالی بر این اساس پیشنهاد میکند که شورای اقتصادی و اجتماعی کمیتهای در مورد جنبههای اقتصادی و اجتماعی تهدیدهای امنیتی ایجاد کند. فقر به عنوان تهدید امنیت بینالمللی در چارچوب این کمیته مورد بررسی قرار گرفته و درک بهتری از آن ارائه خواهد شد. همچنین این شورا میتواند به محلی برای درگیر کردن جامعهی توسعه یافته در بالاترین سطح و نهادهای بینالمللی تبدیل شود. از این رو اجلاسهای سالانه بین این شورا و موسسات برتون وودز باید برای ترغیب اقدام جمعی به منظور حمایت از هدف کاهش فقر و اهداف اجماع مونتری استفاده شود. شورا همچنین باید از پیشرفتها در مسیر کاهش فقر ارزیابی سالانه در سطح وزیران به عمل آورد.
سازمان ملل متحد همچنین در سطح کشوری میتواند مؤثر باشد. در هر کشور که سازمان ملل در زمینهی فعالیتهای توسعه در آن حضور دارد کارگزاریها، صندوقها و برنامههای سازمان ملل باید تلاشهای فنی خود را به گونهای سازمان دهند تا به آن کشور کمک کنند برنامههای ملی در زمینهی کاهش فقر را تدوین و اجرا کند. چارچوب کمک توسعهی سازمان ملل باید مجموعهی مشخصی از هدفهای حساسی را تعیین و کمک ویژهی هر نهاد سازمان ملل به کشورها در جهت کاهش فقر را تعریف کند.
سازمان ملل همچنین میتواند با ایجاد مکانیزمهای تشویقی در امر کاهش فقر مؤثر باشد. به عنوان نمونه میتوان به مکانیزم تشویقی پیشنهادهای هیئت عالی و دبیر کل سازمان ملل برای کشورهای توسعه یافتهای که 7/0 درصد تولید ناخالصی ملی خود را به کمک توسعه رسمی اختصاص دادهاند اشاره کرد. طبق این پیشنهاد باید دستیابی کشورهای توسعهیافته به اختصاص 7/0 درصد تولید ناخالصی ملی برای کمک توسعه رسمی یا دستیابی به پیشرفت چشمگیر به سمت این هدف، به عنوان معیار مهمی برای مساعدت به این کشورها جهت مشارکت در تصمیمگیریهای شورای امنیت به حساب آورده شود.
3- نقش جامعه مدنی و بازیگران خصوصی
بازیگران خصوصی و نهادهای جامعه مدنی از جمله سازمانهای غیردولتی کمک مثبتی به پیشرفت و اجرای توسعه و کاهش فقر میکنند و در این مسیر به صورت مداوم با حکومتها،سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی درگیر هستند.
سازمانهای جامعه مدنی نقش حیاتی در پیشبرد فرآیند اجرایی کاهش فقر ایفا میکنند. جامعه مدنی نه فقط شریکی ضروری در ارائه خدمات به فقیران در چارچوب موردنظر هدفهای توسعه هزاره است بلکه همچنین میتواند میانجی اقدام در داخل کشورها دربارهی مسائل ضروری توسعه، بسیج جنبشهای فراگیر و ایجاد فشار از ناحیهی تودهی مردم برای ملزم ساختن رهبران به پاسخگویی درباره تعهدات آنان باشد. همچنین در سطح بینالمللی بعضی از سازمانهای جامعه مدنی میتوانند به ایجاد یا به حرکت درآوردن مشارکتهای جهانی دربارهی مسائل ویژه یا جلب توجه به رنجهای مردمان بومی و سایر گروههای در حاشیه قرار گرفته کمک کنند. در همین حال سازمانهای دیگر جامعه مدنی میتوانند برای مشارکت در بهترین شیوهها در کشورها از طریق مبادلات اجتماعی و فراهم ساختن حمایت و مشاوره فنی به دولتها کار کنند.
سازمانهای جامعه مدنی و بازیگران خصوصی به تلاشهای ملی توسعه و کاهش فقر کمک کرده و در افزایش مشارکت جهانی برای توسعه نقش دارند. بازیگران خصوصی همچنین در سرمایهگذاری در امر توسعه و کاهش فقر نقش حیاتی بازی میکنند. جریان سرمایهی خصوصی نقش مهمی در کنار کمک توسعه رسمی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه جهت کاهش فقر ایفا کرده و میکند. نکتهی قابل توجه این است که جریان این سرمایههای خصوصی عادلانه نیست و برخی مناطق همانند منطقهی جنوب صحرای آفریقا سرمایهگذاری کمی دریافت میکنند.
4-نتیجهگیری
الف. عصر جدیدی که فرآیند آن آغاز شده است و از آن به عنوان عصر جامعه جهانی یاد میشود همانند هر نظامی دارای یک هستهی سخت خواهد بود. هستهی سخت در عصر بعد از جنگ جهانی دوم، حفظ صلح و امنیت بینالمللی بوده است و در حال حاضر میتوان گفت که ماهیت این هستهی سخت در حال تغییر است. در حال حاضر ما از یک هدف به نام حفظ صلح و امنیت بینالمللی صحبت میکنیم و شش دسته تهدید یا چالش را در مقابل آن ذکر میکنیم. ماهیت این تهدیدها نسبت به گذشته تغییر کرده و این ناشی از تغییر در موضوع مورد حمایت بینالمللی است. در گذشته دولتها در مرکز مفهوم امنیت بینالمللی قرار داشتند اما امرزوه انسانها در کنار دولتها مطرح هستند و جریان این حرکت به سمت جایگزین شدن انسان است. به همین دلیل است که مفهوم امنیت بشری در کانون توجه عمومی قرار گرفته است. مطرح شدن تهدیداتی مثل فقر،بیماریهای گسترده و مسری و تخریب محیط زیست بیانگر این تحول است. در این میان تهدیدی مثل فقر اهمیت فوقالعادهای یافته و در ارتباط تنگاتنگ با دیگر تهدیدات نیز میباشد. نکتهی قابل توجه در اینجا این است که هر چند هنوز از امنیت بینالمللی صحبت میکنیم اما مفهومی دیگر یعنی بشریت آن را تحت تأثیر قرار داده است. به گونهای که ماهیت امنیت بینامللی را تغییر داده است و در واقع اقدامات حفظ صلح و امنیت بینالمللی در مرتبهای بالاتر درصدد حفظ بشریت هستند. البته این فرآیندی است که هنوز کامل نشده و در حال جریان است. زمانی که این فرآیند کامل شود ما نظام بینالمللی خواهیم داشت که هستهی سخت آن بشریت خواهد بود.
ب. از بین بردن یا کاهش فقر نیازمند یک استراتژی بلندمدت است. مطمئناً در کوتاهمدت یا میانمدت دستیابی به چنین هدفی ممکن نیست. به همین دلیل است که سران دولتها در اعلامیه هزاره برای یک دورهی 15 ساله دستیابی به کاهش نیمی از فقر شدید را پیشبینی کردند. حتی چنین پیشبینی هم در آن زمان خوشبینانه به نظر میرسید. اما موفقیت برخی کشورها از جمله در شرق آسیا در رسیدن به این هدف نشان میدهد که این هدف دور از دسترس نیست. اما این صرفاً کاهش نیمی از فقر شدید است. در حالی که ما باید تهدید فقر را در تمام ابعاد آن در نظر بگیریم که خیلی گستردهتر از فقر شدید است. بنابراین دستیابی به هدف از بین بردن فقر مستلزم یک استراتژی بلندمدت به همراه تاکتیکهای متنوع و مختلفی است که با همکاری تمامی اجزاء نظام بینالمللی امکانپذیر است. ضمن اینکه موفقیت این استراتژی به تدوین قواعد لازمالاجرای بینالمللی فراتر از قواعد فعلی بستگی دارد.
ج. اتخاذ برنامههای توسعه ملی برای کاهش فقر متضمن در نظر گرفتن دوگونه وضعیت است: اول معیارها و قواعدی است که جامعه بینالمللی طی چند سال تجربهی مقابله با فقر و پیشرفت توسعه به آن رسیده است و اکنون در گزارشها و اسناد بینالمللی مورد اشاره قرار میگیرد. دوم وضعیت خاص هر کشور میباشد. موقعیت توسعهیافتگی کشور یعنی اینکه جزء کشورهای با وضعیت نامساعد است یا با درآمد متوسط، در تعیین نوع برنامه توسعه ملی تأثیرگذار است. همچنین ممکن است منطقهای که کشور فقیر در آن واقع شده یا میزان جمعیت فقیر هر کشور و پراکندگی این جمعیت در آن کشور تأثیرگذار باشد.
علی فیروز "ابوذر"
منابع:
1-Extreme Poverty
2- پروتکل الحاقی به کنوانسیونهای ژنو 1949 در خصوص حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه غیر بینالمللی (پروتکل دوم)،مصوب ژوئن 1977، ماده 1.
3- A More Secure World : Qur Shared Responsibility, Report of the High – Level Panel on Threats, Challenges and Change, UN 2004, Para, 46